
معایب و ضررهای استفاده از زبان فارسی در کلاس آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم
معایب و ضررهای استفاده از زبان فارسی در کلاس آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم
آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم، به ویژه در کشورهایی که زبان مادری متفاوتی دارند، دارای چالشهای خاصی است. یکی از روشهای رایج برای آموزش این زبان، استفاده از زبان مادری زبانآموزان، در اینجا زبان فارسی، در کلاسهاست. اما این روش نیز با معایب و ضررهایی همراه است که میتواند روند یادگیری را تحت تأثیر قرار دهد. در این مقاله، به بررسی عمیق این معایب خواهیم پرداخت.
محدودیت در زمان مواجهه (exposure) با زبان انگلیسی:
1. کاهش زمان تمرین: هر دقیقهای که از زبان فارسی استفاده میشود، زمانی است که از تمرین و مواجهه با زبان انگلیسی کاسته میشود. زبانآموزان برای بهبود مهارتهای شنیداری، گفتاری، خواندن و نوشتن نیاز به تمرین مداوم دارند. فرض کنید کلاس زبان انگلیسی دو ساعت در روز است؛ چه اتفاقی می افتد اگر کل این زمان صرف توضیح مطالب به زبان فارسی شود؟ آیا زبان آموز فرصت در معرض زبان انگلیسی بودن را در فضایی خارج از کلاس دارد؟! نتیجه گیری با خودتان!
2. وابستگی به ترجمه: استفاده مکرر از زبان فارسی ممکن است زبانآموزان را به ترجمه متکی کند، به جای این که به طور مستقیم در زبان انگلیسی فکر کنند. این وابستگی میتواند مانع از توسعه تفکر زبانی طبیعی شود. یک زبانآموز هنگام خواندن یک متن انگلیسی ممکن است به جای تلاش برای درک مستقیم معنی جملهها، بلافاصله به ترجمه فارسی کلمات روی بیاورد، که این عمل روند یادگیری را کند میکند. البته این امری بسیار طبیعی است که بزرگسالان موقع مواجهه با یک کلمه جدید، حتی با سرچ کردن آن در دیکشنری تک زبانه، ناخودآگاه به زبان مادری سعی کنند معادلی برای آن پیدا کنند. نکته حائز اهمیت آنکه انگلیسی فکر کردن پروسه ای زمان بر و پیچیده است که وابستگی به ترجمه زیاد برای آن به مانند سم می باشد! پیشنهاد میکنم اگر در این رابطه مایل هستید اطلاعات بیشتری کسب کنید و مخالفتتان این است که ترجمه نکردن انگلیسی و درک آن به همان زبان سخت و طاقت فرساست، در رابطه با "آستانه تحمل گنگی" مطالعه کنید.
تأثیر منفی بر مهارتهای زبانی:
1. کاهش تمرکز بر گفتار و شنیدار: هرچه بیشتر از زبان فارسی استفاده شود، کمتر به تمرین مهارتهای گفتاری و شنیداری انگلیسی پرداخته میشود. این امر میتواند به کاهش سرعت پیشرفت در این حوزهها منجر شود. در یک کلاس، اگر معلم به جای پرسیدن سؤالات به انگلیسی، به فارسی سؤال کند و پاسخها را نیز به فارسی بپذیرد، زبانآموزان کمتر در موقعیتهای واقعی گفتاری قرار میگیرند. اگرچه گاهی برای بیان دستور العمل ها (instruction) ، خصوصاً آنهایی که اندکی پیچیدگی دارند یا در کلاس های سطح ابتدایی، معلم ها ممکن است به استفاده از فارسی روی بیاورند. همین امر را نیز می توان به انگلیسی و با پرسیدن سوالات ICQ مناسب انجام داد. گاهی نیز پس از اتمام تدریس گرامر مدرس ممکن است به فارسی مطالب را از زبان آموزان بپرسد که آن هم با طراحی سوالات CCQ مناسب به انگلیسی میسر می باشد.
2. محدودیت در دایره لغات: زبانآموزان ممکن است به جای اینکه به طور مستقیم معنی کلمات انگلیسی را یاد بگیرند، به ترجمه فارسی آنها تکیه کنند، که این میتواند دایره لغات آنها را محدود کند. یک زبانآموز ممکن است به جای یادگیری معنی کلمات جدید انگلیسی به طور مستقیم، همیشه به دنبال ترجمه فارسی آنها باشد، مثلاً به جای اینکه معنی "catch" را بفهمد، همیشه آن را به "گرفتن" ترجمه کند درحالیکه تقریباً اغلب کلمات انگلیسی بیش از دو یا سه معنی دارند!!!
مشکلات روانشناختی و فرهنگی:
1. ایجاد ناامنی و وابستگی: استفاده بیش از حد از زبان فارسی میتواند اعتماد به نفس زبانآموزان را در استفاده از زبان انگلیسی کاهش دهد، زیرا آنها ممکن است همیشه به دنبال پناه بردن به زبان مادری خود باشند. یک زبانآموز که همیشه به توضیحات و ترجمههای فارسی وابسته است، ممکن است هنگام مواجهه با موقعیتهای انگلیسیزبان احساس ناامنی کند و ترجیح دهد به فارسی صحبت کند. مثلاً موقعی که معلم از وی میپرسد "How long have you been studying English?" ناخودآگاه مضطرب شده و از معلمش میپرسد "تیچر منظورتون اینه که چند وقته زبان میخونم؟! اامممم من یک ساله که کلاس میرم!"
2. عدم تجربه فرهنگ زبانی: زبان و فرهنگ به هم پیوستهاند. برای مثال، شما نمیتواند فردوسی را از فارسی جدا کنید! نمیتوانید تعارفاتی مثل "قربان شما، ارادت دارم، سلامت باشید، خسته نباشید استاد، اجازه بدید من حساب کنم و ..." را از فارسی جدا کنید! همین مسئله برای انگلیسی نیز صدق می کند. استفاده از فارسی ممکن است زبانآموزان را از درک و تجربه فرهنگی که در پس زبان انگلیسی نهفته است، دور کند. استفاده مداوم از فارسی ممکن است باعث شود زبانآموزان از درک ظرافتهای فرهنگی مثل اصطلاحات، جوک ها یا حتی شیوههای رفتاری که در زبان انگلیسی منعکس شده، بیبهره بمانند.
موانع در یادگیری مستقل:
1. کاهش انگیزه برای یادگیری خودخوان: اگر زبانآموزان عادت کنند که همیشه توضیحات به زبان فارسی دریافت کنند، ممکن است در یادگیری مستقل و بدون کمک از منابع انگلیسیزبان دچار مشکل شوند. یک زبانآموز ممکن است به جای اینکه مستقیماً به منابع انگلیسی مراجعه کند، همیشه به دنبال منابع دوزبانه یا ترجمهشده به فارسی باشد، که این امر انگیزه برای یادگیری مستقل را کاهش میدهد. از یک سطحی به بعد پیشرفت زبان با کلاس زبان رفتن اتفاق نمی افتد، یا بهتر است بگوییم آنچنان پیشرفت چشمگیری رخ نمیدهد. در آن زمان است که اشخاص روی می آورند به خواندن داستان ها یا تماشای فیلم ها به زبان انگلیسی. حال تصور کنید کماکان شخص بخواهد ترجمه کند. چه نتیجه ای خواهد داشت!؟
2. توقف در پیشرفت: استفاده مداوم از زبان فارسی میتواند سرعت پیشرفت زبانآموزان را کاهش دهد، زیرا آنها همیشه به منابع دوزبانه نیاز دارند. اگر یک زبانآموز همیشه منتظر بماند تا معلم یک مفهوم را به فارسی توضیح دهد، ممکن است در وقت آزاد خود کمتر به یادگیری و تمرین بپردازد، که در نتیجه پیشرفت وی را کند میکند.
درنتیجه، درحالیکه استفاده از زبان فارسی در کلاسهای آموزش زبان انگلیسی میتواند در شرایط خاصی مفید باشد، معایب و ضررهای آن را نیز نباید نادیده گرفت. معلمان و زبانآموزان باید به دنبال روشهایی باشند که تعادل مناسبی بین استفاده از زبان مادری و زبان هدف برقرار کند، تا بیشترین بهره را از زمان آموزش ببرند. در نهایت، هدف اصلی، توانمندسازی زبانآموزان برای استفاده مستقل و کارآمد از زبان انگلیسی در زندگی روزمره و حرفهای آنهاست. این امر مگر با انگلیسی فکر کردن امکان پذیر نیست.
نویسنده: هومن مطور